سلام / عيدانه اي به مناسبت سال نو تقديم به همه دوستان و علي الخصوص كيسمي هاي عزيز. سالي خوش توام با تندرستي را برايتان آرزومندم .
گفتم به شتاب سالها آمد و رفت
اين عمر، به گوش، چون صدا آمد و رفت
اوگفت : كجاست آنكه ميگويي عمر؟
ميجويم و نيست ! كي ؟ كجا آمد و رفت؟
......................
من منتظرم بهار كيسم برسد
انبوه بنفشه زار كيسم برسد
شادي كه چنان چلچله اي پر زد ه بود
شايد كه به افتخار كيسم برسد
................
عيد است و بنفشه طره مي جنباند
در هر گذري گلاب مي افشاند
اي دوست بيا كه با گل آلوچه
كيسم به ره تو منتظر مي ماند
..................
اي كيسم خسته، لب خندانت كو؟
دلگرمي چله ي زمستانت كو؟
مي آيم و نيست شوق ديدار مرا
پيران كه شكستند، جوانانت كو؟
...................
در غربت اگر چه عشق و حال است تو را
همواره وطن فكر و خيال است تو را
تو زاده ي كيسمي و بي شك كيسم
بهتر ز هزار ملك و مال است تو را
.......................
در سينه خود صفاي كيسم داري
دلتنگي لحظه هاي كيسم داري
اي دوست همه گم شده هايت اينجاست
برخيز اگر هواي كيسم داري
...................
عيد آمد و بوي شادماني برخاست
لي دار به نيروي جواني برخاست
كيسم به تمناي تو آغوش گشود
از لات نواي زندگاني برخاست
..................
اي دوست بيا كه هرچه خواهي اينجاست
نور دل و دشمن سياهي اينجاست
در غربت ذهن خويش هي كاخ مساز
اقليم قشنگ پادشاهي اينجاست
.........................
سي سال نبو غربتَ جا خو بيرم
عادت بدم اي ديل' پر و قو بيرم
مو مونتظيرم مي پا به كيسم برسي
چيشمَ واكنم از اين و اون سو بيرم
۲۵ اسفند ۹۰
+ نوشته شده توسط کامران آوخ کیسمی در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390 و ساعت
13:25 |